
گشایش مدارس و شعفی در حد ۱۷ دقیقه پرواز ویلبر رایت!
تا فردا تنها طلوعی بیش نمانده است٬ عهد کن که امروز را به کمال توان خود٬ سرشار زیست کنی.

گشایش مدارس و شعفی در حد ۱۷ دقیقه پرواز ویلبر رایت!
به نظرم آنچه امروز تو جامعه ما شاهدش هستیم٬ سوپاپی است که بعضی از هیجانات مردم در طول چندسال یکجا خالی شه و بی شک طراحان این تخلیه هیجان٬ میزان فشار و ضریب ایستایی و مقاومت حکومت رو هم محاسبه کردند!.
عدم وجود حزب٬ انتخابات گل چین شده٬ رو کردن پرونده های مرتبط و غیر مرتبط٬ منظراتی که کمتر به طرح برنامه پرداخته شده و بیشتر حذف حریف از میدون مد نظره٬ شعارهای پوچ جهت جلب نظر زنان٬ بلف تغییر بی شناخت از ارکان قدرت٬خط و نشان های چاله میدونی ٬ و ترویج فرهنگ زشت فضولی و جاسوس بازی ... همه مصادیق بارز و مظاهر شفاف واماندگی و عقب ماندگی ما از آنچه در کشورهای پیشرفته می گذره هست.
حرکت های حرفه ای٬ ٬سیاست های شفاف پولی و مالی٬ تیزهوشی سیاسی و توانمندی طرح و توسعه بحث به ندرت بین نامزدها دیده میشه٬ به نظرم تلاش جهت تعویض راننده (مجری دولت) اتوبوس (ملت) به راننده دیگریست٬ اما مشخص نیست مقصد کجاست؟ مشهده یا اصفهان! و آیا گذرمان به جاده دموکراسی هم خواهد خورد؟.
با همه اوصاف دلخوش به اینم که حرکتی انجام میشه (هرچند برایند بردار های حرکت در راستای جامعه مدنی و مدرن٬ ممکنه عدد بزرگی رو نشون نده)! امید که با مشارکت هم روز ۲۲ خرداد٬ عقلانیت (هرچند بدوی و ابتدایی) از صندوق ها بیرون بیاد.

مطمئن نیستم٬ اما امشب باس شب آخری باشه که بیمارستان بخوابم. داشتن دوستای خوب حتی از ذغال خوب لیمویی و لقمه ای هم بهتره٬ یه جور آرامش بهت میده نه از اینکه کسی هست و هواتو داره٬ بل از این بابت که هستی و دیده میشی!
مادر و پدرم بیخبرن از آنچه گذشت٬ هیچوقت نتونستم تو صحنه عاطفی دستام رو زیر پالتو مردونگی واسه مادرم پنهون کنم شاید به زبون نیاورده باشم اما بارها ارزو بودنشو داشتم٬ دوری مادرم هیچوقت تا این حد آزار دهنده نبوده واسم٬ توو هر دو بار رفتنم به اتاق عمل همیشه باهام بود!٬ عمل آخرم که انجام شد تو اتاق ریکاوری پرستارم کنار تختم بود٬ چشماش تداعی چشمای مادرم رو می کرد٬ بی اختیار با گلوی خشک آروم بهش گفتم مامان٬ ساعت کارش تموم بود و باس میرفت٬ نیم ساعتی موند تا چشمام کامل باز شه و توهمم کنار بره٬ سرم رو بوسید و رفت!
کبودی جای تزریقهای متعدد٬ درد عمل٬ گیجی سر٬ و تلاشی بی وقفه برای اولین جیش و سوزش مجاری محترم ادراری جملگی دس در دس هم میدن تا بدانی که قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید!